منبع: بازتاب
یعنی تعقیب گلد کوئست تنها با داشتن شاکی خصوصی!! پس بهترین کار برای جلوگیری از این شکایتها جلوگیری از دستهای غیر اصولی و آموزشهای صحیح و اصولی و حمایت صحیح لیدرها میباشد .
با تشکر از علیرضا و B-Team
|
رئيس قوه قضائيه با اشاره به پروندههايي مانند شركت گلدكوئيست گفت: اين نوع پروندهها به حاكميت ارتباط پيدا نميكند و فرد يا افرادي در جامعه مردم را فريب ميدهند كه با شكايت افراد موضوع در مراجع مربوطه پيگيري خواهد شد. منبع: بازتاب یعنی تعقیب گلد کوئست تنها با داشتن شاکی خصوصی!! پس بهترین کار برای جلوگیری از این شکایتها جلوگیری از دستهای غیر اصولی و آموزشهای صحیح و اصولی و حمایت صحیح لیدرها میباشد . با تشکر از علیرضا و B-Team + نوشته شده توسط کوئستر در پنجشنبه 1385/09/09 و ساعت
11:49 |
براي موفقيت در تجارت گلدکوئست ، جلسه هر فرد با خودش ، موثرترين جلسه اوست. تا روي کار خودش تمرکز کند و بپرسد: «الان در کجاي اين کار قرار دارم؟» اين ديدي که Beginner هستيم اگر از بين برود آن روز ، روز شکست ما است . به قسمتهايی از CD يک آموزشي اشاره ميکنم.
۲- شک (Doubt): آفت اين تجارت است . اين کار ايمان ميخواهد .(مثل هر کار ديگري) در اين کار با وجوديکه هنوز خودتان چکي نگرفته ايد به خاطر اينکه طرح را ديده ايد ، حس کرده ايد ، شاهد موفقيت ديگران بوده ايد ، سپس ايمان آورده ايد .
(توضيح اينکه: دوري از منفي بافان خيلي جاهاي ديگر هم توصيه شده است. مثلا در تعليمات مذهبي به مردم کم اطلاع گفته ميشود که از کفار دوري کنيد و کتابهاي ضاله را نخوانيد اما از افراد عالم و صاحب نفوذ ميخواهند که برعکس بياييد و با کفار بحث کنيد . پس بايد دقت کرد که وارد مشاجره نشويد مگر آنکه شما صاحب نفوذ باشيد) به جاي دلسرد شدن به موفقيت فکر کنيد. به باور فکر کنيد و بگوييد چرا فلاني ، موفقيت را درک نکرد . اگر شما را پس زدند به دليلش فکر کنيد . (اگر زيرمجموعه هايتان شما را منفی ببينند ، اين منفی و نااميد بودن شما به زيرمجوعه تان duplicate ميشود . آنها هم زير مجموعه هايشان را دو برابر نا اميد ميکنند) ۳- کساني که براي آموزش ديدن در اين تجارت وقت نميگذارند: براي موفق شدن در اين رشته بايد تمام جوانب آن را مطالعه نمود. هر چه بيشتر بدانيد ، مسلطتريد . تا آنجايي که ميتوانيد در مورد شرکت چيز ياد بگيريد. مثلا: چرا شروع به کار کرده؟ ... چرادر هنگ کنگ؟ ...مديرانش چه کساني هستند؟ ... چطور توانست با ضرابخانه سلطنتي استراليا همکاري کند و ۳۰۰۰ شرکت در حال حاضر در دنيا از اين طريق فعاليت ميکنند . ۴- فکر ميکنند که اين کار ، راه سريعي براي پولدار شدن است: اگر يک سازمان بزرگ با چکهاي بزرگ ميخواهيد؛ بايد يکسري فداکاريهايي هم انجام بدهيد . مثلا از چند تفريح و مهماني و ... چشمپوشي کنيد. بايد بهاي موفقيت در اين کار را حساب کرد . ۵- خيليها هستند که تمرکز ندارند: تمام افراد موفق تمرکز دارند . قانون اول مبارزه میگوید که تمرکز همان قدرت است. Levi Strauss با دوخت شلوار جين به همه جا رسيد و فقط جين توليد کرد. البته به تازگي پيراهن هم دوخت اما بعد از حدود ۱۳۰ سال توليد جيـن! چيز زيادي بلد نيست درست کند اما جين را خوب بلد است ! ۶- نميدانند که چطور ديگران را پرزنت کنند: اگر نتوانيد کارتان را معرفي کنيد ، کسي شما را جدي نميگيرد . اگر مشتري خودتان را بياوريد در جلسه بدون آنکه خودتان بتوانيد معرفي کنيد ، فکر ميکند که شما کار را جدي نگرفته ايد . البته قرار نيست که همان اول بتوانيد معرفي کنيد اما بعد از چند ماه بايد بتوانيد و اگر بتوانيد ، مشتري ميداند که شما کار را جدي گرفته ايد . ۷- آينده را نگاه نميکنند(فقدان آينده نگري): يعني فقط امروز را ميبينند . وضع مجموعه را در ۶ ماه آينده در نظر بگيريد . آينده شما در آينده بستگي به کارهايي دارد که در آينده انجام ميدهيد يا نه ؟ ۸- کسي که شکست ميخورد بينش ندارد: به آدمهاي بدون بينش اميد نبنديد . بدون بينش انسان از بين ميرود . بينش انسان را به تکاپو وا ميدارد . بينش به انسان جسارت ميدهد . بينش کاري که هر روز انجام ميدهيد را متنوع ميکند . اگر ميخواهيد در کاري موفق بشويد اول مشحص کنيد که هدفتان چيست و چه چيزي را هدف گرفتهايد ؟ + نوشته شده توسط کوئستر در پنجشنبه 1385/09/09 و ساعت
11:47 |
به محض رسیدن این کتاب شروع به خواندن آن کردم اما نه سرسری بلکه با تامل و تفکر ، وقتی تمام شد دلم نیامد که شما دوستان از آن بی بهره باشید بنابراین در زیر گوشه هایی از آن را آورده ام امیدوارم که برای همه مفید باشد. 1- با همه خوش برخورد باش 2- بنشینیم و ببینیم که موفقیت برای ما چه معنی میدهد ( با این کار بهتر میتوانیم آینده نگری کنیم و مشکلات را حل کنیم ) 3- انگیزه شما از زندگی چیست ؟ ( زندگی بی انگیزه بی معنی است ) 4- از هر جمله مثبت یک مصرف کننده ، 11 نکته منفی از طرف افراد گفته میشود ( مردم همیشه از انتقاد کردن لذت میبرند پس منتظر موجهای منفی باشیم ) 5- همه ما که در شبکه های مختلف مشغول فعالیت هستیم نسبت به کل صنعتی که آن را ارائه میکنیم مسئولیم . 6- اگر تمرکز خود را از روی شخص خود به چیزی بزرگتر معطوف کنیم ، آنگاه مشکلات بزرگ همگی کوچک خواهند شد.( وقتی به قله کوه نگاه میکنی تپه ها دیگر به نظر نمی آیند ) 7- هدفی بزرگتر از خودت داشته باش و هر چه هدفت بزرگتر باشد ، بسیاری از چیزها کوچک خواهند شد . 8- در این کار مهم این است که قابل همانند سازی باشی .( ماهی گرفتن را یاد دهیم نه ماهی را) 9- داشتن اطلاعات بصورت کلی باعث موفقیت نمیشود بلکه باید تمرین کرد و با تمرین به آن رسید.( اینکه بدانیم چگونه و با چه زاویه ای باید به توپ ضربه بزنیم تا در گل قرار گیرد فقط تئوری است باید بارها و بارها تمرین کرد تا موفق به زدن ضربه به بهترین وجه شد ) 10- در مورد اشتباهات دیگران از خود اشخاص بپرس ( با این کار بجای اینکه جوابی آماده را به او بدهی باعث میشوی که خود او با استدلال خودش و با تفکر خودش پی به اشتباهش ببرد ) 11- درباره خیلی از اتفاقات نباید احساسم مرا کنترل کند ، بهتر است تنها روی این تمرکز کنم که چه اتفاقی افتاده و برای این اتفاق کاری انجام دهم .( بهترین راه بعد از هر اتفاقی بررسی دقیق آن و مشخص کردن دلایل آن میباشد) 12- سه چیز برای پیروزی کافیست ، نتیجه داشتن ، آموختن ، لذت بردن 13- معنای واقعی تجارت شبکه ای این است : همیشه روی نتیجه نباید تمرکز کنی چه در برخورد با خودت و چه در برخورد با افرادی که در گروهت هستند . 14- تو کیستی ؟ من مجموع همه تجربیاتی هستم که تا بحال داشته و همه فکرهایی که درباره این تجربیات کرده ام ، همچنین همه چیزهایی که هر کس تا بحال درباره من گفته است. 15- رنج آور بودن یا هرچیزی دیگر بودن قابل تغییر است ، در صورتی که ما ذهن مان را معطوف آن کنیم .( هر چیزی ممکن است فقط اگر بخواهیم ) 16- تمام تلاشتان را متمرکز بر رشد کسانی کنید که به این کار متعهد شده اند.( ما در این کار یک جنسی را میخریم و بعد از خرید حق بازاریابی به ما تعلق میگیرد حال اگر خواستیم از این حق استفاده کنیم که میتوانیم با استفاده از آموزشها و تجربیات بالاسری ها در آن موفق شویم وگر نه هیچ اجباری برای بازاریابی در این کار وجود ندارد بنابراین مشخص میشود که خیلی از افرادی که وارد این مجموعه میشوند به دلایل شخصی از فعالیت در این کار باز میایستند و شما هر چه نیرو بگذارید چون آنها خود نمیخواهند موفق نمیشوند پس بیایید نیرویتان را صرف کسانی کنید که به این کار متعهد شده اند) 17- سرایداری بهترین تمرین برای راهبری در تجارت شبکه ای است ، همه تجارت شبکه ای یعنی پذیرفتن مسئولیت مردم.( شما در این کار درباره هر کسی که وارد میکنید مسئولید که تمامی آموزشها را بدهید و تا میتوانید او را پیگیری کنید) 18- عادات باور شده من بر مهارتم در تعیین اهدافم به صورت واقعی تاثیر میگذارد ، عاداتی که من الآن دارم یا این که دست کم تا به حال داشته ام من را به جایی که الآن هستم رسانده است ، پس باید روی آنها کاری کنم زیرا من در جایگاهی که میخواهم باشم نیستم ، پس گام اول متعادل کردن ترازوست . 19- برای امکاناتی که در اختیار ماست ارزش قائل باشیم . 20- به دیگران آموزش بده که به دیگران آموزش بدهند ، چیزی که به آن میرسی موفقیت طولانی تر ، راهبران بیشتر و فرهنگ راهبری بیشتر در مجموعه است چیزی که باعث خلاقیت و استحکام بیشتر میشود. 21- اگر من میتوانم انجامش دهم ، اگر میتوانم موفق شوم پس شما هم میتوانید حرکت کنید ، باورتان را تغییر دهید ، فقط بدانید که میتوانید رویاهایتان را زنده کنید . 22- چیزی که ذهن آنرا باور کند ، تو میتوانی آنرا بدست آوری.( پس بیاییم به باور برسیم ) موفق باشید + نوشته شده توسط کوئستر در پنجشنبه 1385/09/09 و ساعت
11:45 |
هدف از این نوشتار صرفا معرفی شرکت هایی است که در ایران به طور رسمی یا غیر رسمی در زمینه بازاریابی شبکه ای فعالیت می کنند. نگارنده به هیچ عنوان این معرفی را تایید یا عدم تایید آنها نمی داند و متمایل است مبنایی برای مقایسه شرکت های موجود فراهم کند. این مقایسه در صورتی ارزشمند خواهد بود که در ماههای آتی شاهد شکل گیری فضای قانونی و ترسیم سازوکارهای مناسب برای تعاملی قانونمند با این نوع پدیده ها شاهد باشیم هر چند که به نظر می رسد فعالیت های غیررسمی در این زمینه افزونی یافته است. این که آیا این نوع فعالیت های غیررسمی را لزوما خلاف قانون بدانیم یا خیر، تشخیصی است که باید از طرف مراجع ذیصلاح و مراکز نظارتی ارائه شود و طبعا صاحب این قلم و مردم چشم به ارشاد چنین دستگاه هایی دوخته اند. نکته بعدی اینکه متاسفانه به دلیل محدودیت منابع مجبور شدیم به پاره ای از اظهارات افراد مطلع درباره این نوع شبکه ها اکتفا کنیم قطعا اگر هر یک از این شرکت ها در ایران دارای نمایندگان قانونی هستند خوشحال خواهیم شد در چارچوب قوانین از دیدگاه و آراء آنان نیز در شماره های بعدی استفاده کنیم. این مسیر همچنان باز است و افزودن بر غنای مطالب محبتی است که خوانندگان مبذول خواهند داشت. شرکت Quest International شرکت GQI از سال 1998 کار خود را آغاز کرد و در سال 2004 تبدیل به مجموعه ای از شرکتها با خدمات و محصولات متنوع و گوناگون با نام QI شد که هم اکنون GQI یکی از زیرمجموعه های شرکت QI است. دفتر مرکزی آن در کشور هنگ کنگ واقع است . شرکت GQI در ابتدای کار به عنوان یک شرکت بازاریابی شبکه ای، برای فروش محصولات کلکسیونی شامل سکه، ساعت و گردن بندهای طلا و نقره که سعی می کند کیفیت و مرغوبیت سکه ها و ساعت ها را به تایید بانک مرکزی کشورهای مختلف برساند شروع به کار کرد. تولید کننده اصلی محصولات این شرکت، یک شرکت آلمانی به نام Mayer Mint است که در سال 1871 میلادی تاسیس شده و زمینه اصلی فعالیت آن ضرب سکه های کلکسیونی است. علاوه بر آن، شرکت GQI با حدود 10 تولید کننده دیگر سکه های کلکسیونی در دنیا دارای قراردادهایی است. بنا به گفته برخی مطلعین، این شرکت عمدتا در آسیا توسعه یافت و در کشورهای مالزی« هند، اندونزی و ... گسترش پیدا کرد و در حدود سال 1379، از طریق دبی توسط فردی به نام فیصل وارد ایران شد. شروع فعالیت این شبکه در ایران از شهر لار بود و به تدریج در سایر شهرها گسترش یافت و از اوایل سال 1382 در تهران شروع به گسترش کرد. در سایت اینترنتی این شرکت، تعداد اعضاء یا ثبت نام شده ها این شرکت در دنیا، در پایان سال 2003 میلادی 600 هزار نفر عنوان شده که عمدتا در آسیا فعال هستند. در میان کشورهای اروپایی نیز، این شرکت در کشور سوئد از رشد بیشتری برخوردار بوده است. آمار غیر رسمی موجود، حاکی از عضویت بیش از 350 هزار نفر ایرانی در این شبکه در اواسط سال 2004 میلادی است. شرکت در اوایل سال 2004 میلادی، Plan خود را تغییر داد و در سبد محصولات خود، محصول Vacation را اضافه کرد که رزرو بلیط برای هتل در کشورهای مختلف است. طرف قرارداد این شرکت برای تامین سرویسهای مسافرتی، شرکت RCI می باشد. با تغییر Plan، اعضاء یا ثبت نام شده ها شرکت نیز، علاوه بر شرایط قبلی شرکت GQI می توانند از مزایای جدید شرکت QI استفاده کنند. چند ماه پس از ارائه محصولات مسافرتی، محصولات دیگری تحت عنوان Quest Technology به سبد محصولات شرکت اضافه شد. در حال حاضر شرکت بازاریابی، شرکت Quest International است که در مرکزیت یک مجموعه از شرکت ها از قبیل Quest Vacation، Quest Technology، Quest Finance و ... قرار دارد. شرکت هدف خود را از ارائه محصولات جدید، ارائه محصولات متناسب با مناطق جغرافیایی جدید عنوان کرده است و به طور خاص مشتریان هدف محصول Vacation را کشورهای اروپایی و آمریکا بیان می کند. با توجه به نظر می رسد ارائه این محصولات برای حل مشکلات قانونی ورود به بازارهای آمریکا و اروپا باشد. لازم به ذکر است که همه محصولات فوق در قالب یک Plan واحد و از طرف شرکت Quest International ارائه می شوند. طرح کار شرکت QI به شکل باینری است. هر فرد در این سیستم می تواند با یک خرید یکی از محصولات شرکت به عنوان IR (نماینده مستقل) به سیستم وارد شود. هر فرد در سمت چپ و راست خود، دو نفر را به مجموعه معرفی می کند که آنها هم اقدام به خرید محصول می کنند و عضویت افراد جدید به همین ترتیب ادامه پیدا می کند. در این Plan سقف درآمد هفتگی برابر با حداکثر 15000 دلار برای هر TC قابل افزایش است. TC (مرکز پیگیری، کدشناسایی (شناسایی فرد برای ورود به سیستم است) فاصله زمانی واریز پول تا تحویل محصول در این سیستم 10 هفته و فاصله زمانی انجام محاسبات تا دریافت پورسانت 2 هفته می باشد. در حال حاضر محصولات ایران به دلایل عدم پشتیبانی پروتکل های پستی مورد نیاز شرکت به آدرس نمایندگی دبی ارسال می شوند. پورسانت ها به شکل چک England Standard Chartered Bank و New York Chase Manhattan Bank، به شکل Telegraphic Transfer قابل دریافت بوده است. همچنین بسیاری از افراد، پورسانت خود را از طریق E-Card مخصوص شرکت دریافت می کنند. نکته قابل توجه در Plan کار این شرکت، ارائه چند محصول در یک Plan است. همچنین استفاده از سیستم پیشرفته امتیازدهی به محصولات است که پوشش فراگیری را ایجاد می کند. شرکت My7Diamonds شرکت My7Diamonds نیز از جمله شرکت هایی است که با Plan تک محصولی در ایران با استقبال فراوانی رو به رو شد. این شرکت به دلیل هزینه ورود نسبتا پایین، نسبت به شبکه های مشابه از سرعت رشد بالاتری برخوردار شد. بنا به گفته برخی مطلعین معلوم شد، بر طبق آمار غیر رسمی، تعداد اعضای این شبکه در ایران در حدود 300 هزار نفر می باشد. محصول این شرکت الماس و Plan آن نیز از نوع باینری است. این شرکت نیز در حدود 4 سال پیش به ایران وارد شد و در عرض 2 سال، رشد بسیار سریعی کرد. گفته می شود Plan فعلی شرکت My7Diamonds از Plan قبلی شرکت QI الهام گرفته شده و بسیار شبیه به آن می باشد، با این تفاوت که در Plan، My7Diamonds، افراد به شکل قسطی اقدام به خرید محصول می کنند. در طرح فوق، افراد با پرداخت 150 دلار اقدام به عضویت در شبکه می کردند و به ازای هر 3 نفر در سمت چپ و 3 نفر در سمت راست، 100 دلار دریافت می کردند. مبلغ عضویت اولیه، به عنوان قسط اول خرید محصول محسوب می شد. به ازای مضارب 5 از پورسانت (پورسانت پنجم، دهم و ...)، پورسانت به فرد پرداخت نمی شد و به عنوان قسط های بعدی خرید محصول محسوب می شد. به این ترتیب فرد مجبور بود برای دریافت محصول خود، تعداد معینی زیر مجموعه (تعادل 75) جذب کند و اگر موفق به جذب این تعداد افراد در زیر مجموعه خود نمی شد محصولی دریافت نمی کرد. قسط بندی اجباری و دریافت محصول تا دریافت هفتمین الماس ادامه داشت و به همین دلیل این شرکت My7Diamonds نامیده شد. (هم در مورد شرکت Gold Quest و هم My7Diamonds، Plan قبلی هر دو شرکت به شکل قسطی بود باعث ایجاد مشکلات فراوان شد). در Plan قسطی، افرادی که موفق به جذب تعداد معینی زیرمجموعه نمی شدند، اگر چه پولی به عنوان پول عضویت اولیه پرداخت کرده بودند اما در ازای آن محصولی دریافت نمی کردند. در واقع شرط دریافت محصول در این شکل از Plan پرداخت قسط های محصول از طریق جذب اعضای جدید بود. با ایجاد مشکلات، هر دو این شرکت ها اقدام به تغییر Plan نموده و قسمت خرید قسطی، تعدیل شد. شرکت QI در Plan جدید خود، کلا قسمت خرید قسطی را حذف کرد و به افرادی که موفق به جذب تعداد زیرمجموعه های لازم برای دریافت محصول، نشده بودند پیشنهاد داد که بقیه قیمت محصول را پرداخت کرده و محصول را تحویل بگیرند و یا محصول کم قیمت تری متناسب با پول اولیه خود تحویل بگیرند. شرکت Empire Dreams شرکت Empire Dreams، حدود دو سال پیش وارد ایران شد و تاکنون رشد بسیار خوبی داشته است و Plan آن از نوع باینری و تک محصولی است. محصول این شرکت در بدو ورود Debit Card است که با طی شرایطی به Silver Credit تبدیل می شود. فرد با پرداخت 130 دلار در این شبکه عضو می گردد و یک Debit Card با شارژ 2 ساله دریافت می کند. به ازای عضویت هر 1 نفر در سمت چپ و 1 نفر در سمت راست خود، پورسانتی برابر با 10 دلار به شکل Debit به حساب او واریز می شود. پس از رسیدن به تعادل 20 (20 نفر در سمت چپ و 20 نفر در سمت راست)، کارت فوق به Silver Credit تبدیل می شود. شرکت Goldmine محصول این شرکت سمبل های ضرب شده 12 ماه سال بر روی سکه صلا است و Plan آن باینری و تک محصولی است. این شرکت کمتر از یک سال پیش به ایران وارد شد. محصول اصلی شرکت، سکه هایی با نقش سمبل ماههای مختلف سال است که فرد با توجه به تاریخ تولد خود یکی از آنها را انتخاب می کند، لذا برخلاف QI تعداد هر محصول، محدود نبوده و محصول کلکسیونی محسوب نمی شود. مبلغ عضویت اولیه بستگی به فرد دارد و با مبلغ 30، 60، 110 و 220 دلار می توان وارد شبکه شد. مبالغ فوق همانند My7Diamonds به عنوان قسط اولیه محصول، محسوب می شوند. مبلغ اولیه بسیار کم در این سیستم، باعث رشد سریع آن گشته است. بسته به مقدار پرداخت اولیه، فرد به ازای تعداد افراد زیرمجموعه خود، پورسانت های مختلفی دریافت می کند. بیشتر افراد در این سیستم با مبلغ 60 دلار وارد شبکه می شوند. در این شکل کار، افراد به ازای اولین 1 نفر در سمت چپ و 1 نفر در سمت راست خود پورسانتی تبرابر با 30 دلار دریافت می کنند و از آن به بعد به ازای هر 3 نفر در زیرمجموعه خود، پورسانتی برابر 30 دلار دریافت می نمایند. البته شبکه های نامبرده شده تنها تعدادی از موارد فعال درایران هستند و می توان از شرکتهایی نظیر Vision – Biz nat - EBL – Golden staok – Iranbin egold – aminava - Istreamn – Mcrchand که شرکت کانادایی است از جمله بازاریابی های شبکه ای فعال در ایران نام برد و عمدتا نیز از شیوه باینری استفاده می کنند. با توجه به مطالبی که در این مقاله بیان شد تحلیل مقایسه ای بر روی شرکت های فعال بازاریابی شبکه ای در ایران انجام شده که در جدول شماره ذیل به نمایش درآمده است. پارامترهای در نظر گرفته شده برای سطرهای جدول هر یک معرف خصوصیاتی است که در بررسی یک شرکت بازاریابی شبکه ای باید به آنها توجه شود و ارزیابی انجام شده در هر خانه جدول بر اساس مشاهدات صورت گرفته و لزوما دقیق نمی باشد. جدول مذکور می تواند، به عنوان پایه ای برای ارزیابی صحت یا سقم عملکرد شرکت های بازاریابی شبکه ای و مورد استفاده قرار گیرد و متدولوژی و روش شناسی موضوع به کار آید. بدیهی است برای تشخیص نهایی و اعمال ملاحظات قانونی، نیاز به تحقیق و بررسی بیشتر و توسعه بررسی و در بر گرفتن عوامل دیگر هم ضروری به نظر می رسد. جدول 1: مقایسه شرکت های MLM در ایران از مشاهدات و جمع بندی اطلاعات حاصل از گفتگو با برخی صاحب نظران بر می آید همانطور که قبلا اشاره شد، در چند سال گذشته شرکت های بازاریابی شبکه ای از استقبال زیادی در بین مردم ایران و به خصوص جوانان برخوردار شده اند. فعلا از قضاوت در مورد اینکه هر یک از این شرکت ها کار خود را به روش بازاریابی شبکه ای و یا طرح هرمی انجام می دهد، پرهیز می شود و از همگی این شرکت ها، به عنوان شرکت های فعال نام برده می شود. از میان شرکت هایی که تحت عنوان بازاریابی شبکه ای یا Network Marketing وارد ایران شدند تعدادی از آنها از شهرت و مقبولیت بیشتری برخوردار شدند که از جمله می توان به شرکتهای QI، My7Diamonds، Goldmine، Empire Dreams، EBL و Vision International People Group اشاره کرد. از میان شرکت های ایرانی که اقدام به فروش محصولات خود به شیوه بازاریابی شبکه ای کرده اند می توان از شرکت امین آوا و ایران بین نام . در کشور ایران، بازاریابی شبکه ای از رشد سریع و گسترده ای برخوردار بوده است. یکی از دلایل این امر، جدید بودن تجربه این شیوه فروش در ایران است. معمولا افرادی که وارد یکی از این شبکه های فروش می شوند، در مورد سود احتمالی که به دست می آورند، بسیار هیجان زده هستند و این هیجان و انرژی به افراد بعدی که مشتریان بالقوه شرکت ها محسوب می شوند، منتقل می شود. وجود نداشتن تجربیات قبلی در کشور ما باعث می شود تا اعضای جدید، مطالب بیان شده توسط اعضای قبلی را بپذیرند و بدون تحلیل کافی، همانند افراد قبلی با تعصب و انرژی زیاد به تبلیغ این روش و شرکت مربوطه بپردازند. وجود نمونه های فراوان از افرادی که در شبکه مربوطه یا شبکه های دیگر، به همین روش درآمد زیادی کسب کرده اند، باعث می شود تا افراد تصور کنند بازاریابی شبکه ای یک روش بسیار ساده و سریع برای پولدار شدن است. در واقعیت، افراد با داشتن تعهد در کار جدی و برخوردار بودن از یک حداقل روابط عمومی و تاثیرگذاری می توانند درآمدی بیشتر از درآمد معمول خود در این شبکه ها به دست آورند، اما لازمه آن جدیت زیاد در این کار است که با تصور اولیه افراد در هنگام ورود، تفاوت دارد. در کشورهای دیگر معمولا دو دینامیک دیگر نیز وجود دارند. اولا بسیاری از افراد قبلا در شبکه های دیگر عضو شده و ناموفق بوده اند و یا در صورت موفقیت به سختی کار واقفند. خود این امر باعث ایجاد یک دینامیک منفی می شود که از ورود بسیاری از افراد به این شبکه ها جلوگیری می کند. ثانیا تعدادی از افراد در شبکه های دیگری عضو بوده اند و موفقیت کسب کرده اند و یا اینکه حتی در صورت عدم موفقیت، به موفقیت در شبکه های دیگر امیدوار هستند، که این موضوع باعث ایجاد یک دینامیک مثبت می شود. برآیند این دینامیک ها، بازاریابی شبکه ای را از حالت یک پدیده انفجاری در اجتماع، خارج می کند و باعث می شود تا بازاریابی شبکه ای نیز مانند مشاغل دیگر، مخاطبان خاص خود را داشته باشد. البته همواره برای افرادی که تازه به سن قانونی می رسند، بازاریابی شبکه ای یک تجربه جدید و امیدوار کننده محسوب می شود و لذا این افراد از مشتریان بالقوه مهم شرکت MLM محسوب می شوند. علاوه بر موارد ذکر شده، در کشورهای توسعه یافته، اشتغال افراد به کار دلخواه خود و کسب درآمد کافی برای زندگی متوسط، موجب ایجاد انگیزش برای ورود به این شبکه ها در مقایسه با کشورهای در حال توسعه مانند ایران محسوب می شود. در عین حال رشد فزاینده دانشجویان دختر در دانشگاه های کشور، باعث ایجاد جمعیت جدیدی به عنوان متقاضی کار می گردد. از نظر جمعیت شناختی نیز افرادی که Baby Boom 18 تا 24 سال جمعیتی ایران قرار دارند، به زودی وارد بازار کار می شوند. با توجه به نکات فوق به طور فزاینده با جمعیتی رو به رو هستیم که متقاضی کار هستند ولی به این نیاز پاسخ داده نی شود. عامل فوق در کنار عواملی همچون بیکاری داوطلبانه ناشی از درآمدهای ناکافی، درآمد سرانه پایین، نا امیدی از پیشرفت شغلی و سرخوردگی اجتماعی مردم و در نهایت نابرابری اجتماعی فزاینده طبقه ثروتمند و فقیر که بر خلاف جوامع پیشرفته، ناشی از کار شدید نسل های قبلی نیست و در اثر فرصت های باد آورده و یکشبه حاصل شده، باعث می شود تا یکشبه ثروتمند شدن و یا حداقل هر عامل امیدواری به پیشرفت زندگی، جذابیت بسیار زیادی در بین مردم ما داشته باشد و هزینه فرصت وارد شدن به سیستمهای شبکه ای نیز با توجه به مشغول نبودن به کارهای سازنده، در بین مردم بسیار کم باشد. مجموعه عوامل فوق باعث می شود تا نیاز به چنین سیستمهایی در بین مردم وجود داشته باشد و به نظر می رسد این سیستمها چه در شرایط فعلی و چه در آینده نزدیک در ایران محیط بسیار مساعدی برای رشد دارند که با اعمال اجبارهای دولتی یا تبصره های قانونی قابل جلوگیری نیست. در بدترین حالت و با اعمال فشار به نحوه بروز یک پدیده اجتماعی به جای مواجه شدن با علل و ریشه های آن، شکل بروز پدیده فوق به قاچاق یا فعالیت های زیر زمینی تغییر می کند. علاوه بر موارد فوق، نکته دیگری که به این رشد سیستمها کمک می کند وجود نداشتن بازار سرمایه کارا در کشور و عملکرد ضعیف نهاد شکل دهنده آن یعنی بازار بورس است. با توجه به اینکه عضویت در شبکه های بازاریابی شبکه ای معمولا سرمایه اولیه چندانی لازم ندارد، وجود ساز و کارهای کارآمد برای جذب و سوددهی به سرمایه های کوچک در یک جامعه، می تواند هزینه فرصت ورود سرمایه های کوچک به شبکه های بازاریابی شبکه ای را کاهش دهد. از جمله موارد قابل ذکر دیگر در رابطه با بازاریابی شبکه ای در ایران، وجود نداشتن قوانین و مقررات در این موضوع است. نکته ای که در حال حاضر به طور مقطعی به عنوان دلیل اصلی غیرقانونی بودن این فعالیت بازاریابی شبکه ای ذکر می گردد خروج ارز از کشور است که با توجه به جهانی شدن اقتصاد مشاهبت MLM با واردات کالاهای دیگر از این لحاظ، از استحکام کافی برخوردار نیست. استدلال خروج ارز به مثابه این است که بگوییم خرید هر کاری خارجی به لحاظ اینکه باث خروج ارز از مملکت می شود ممنوع است. وضع قوانین و مقررات لازم برای فعالیت سیستمهای بازاریابی شبکه ای و همچنین قوانین مالیاتی بر این شبکه ها و سایر شرکت هایی که از بستر تجارت الکترونیک برای کار خود استفاده می کنند و مشخص کردن اینکه بر طبق چه معیارهایی می توان شرکت های بازاریابی شبکه ای را از طرح های هرمی تشخیص داد، می تواند از بسیاری از مشکلات احتمالی جلوگیری کند. ایجاد اثرات اجتماعی متفاوت و متنوع از دیگر نکات مهم است. بازاریابی شبکه ای نیز همانند بسیاری از مفاهیم دیگر در مرحله اجرا می تواند مورد استفاده صحیح و یا نادرست قرار گیرد. در کشور ما تعدادی از افراد سودجو از ناآگاهی مردم نسبت به این روش کسب و کار استفاده کرده و حتی با ایجاد سایت های مجازی افراد را در یک شبکه تقلبی عضو کردند. در عین حال در بسیاری از این شبکه ها اطلاعات منتقل شده به افراد بعدی، مبتنی بر واقعیت نبود و سودجویی افراد و نبود قوانین، به ایجاد مشکلات مختلف منجر شد. از طرف دیگر وجود این سیستمها باعث امیدواری در بین بسیاری از جوانان شده و آنها را به فعالیت جدی واداشته است. بسیاری از افراد در این شبکه ها با انگیزه بسیار زیاد، برای یادگیری مفاهیم مربوط به کسب و کار، بازاریابی، نحوه هدفگذاری و تعهد به آن و گسترش مهارتهای ارتباطی خود، تلاش می کنند و از طرف شرکت ها نیز کتب و CDهای آموزشی بدین منظور در اختیار آنان قرار داده می شود. ارزش افزوده آموزش ایجاد شده برای افراد در این سیستمها، برای کشور به هیچ وجه قابل چشم پوشی نیست. از سوی دیگر سختکوشی و تلاش جدی برای یک هدف و کار سیستماتیک برای رسیدن به آن، در بسیاری از این افراد اثرات دراز مدت ایجاد می کند. در یک کشور در حال توسعه مانند ایران که ارزش کار و تلاش، از جایگاه خاصی برخوردار نیست، عادت کردن افراد به سختکوشی و تلاش زیاد برای یک هدف، باعث ایجاد جدیت و راه اندازنده انگیزش مثبت با ارزش است. سومین نکته مثبت این شبکه ها در ایران و ایجاد ارزش افزوده برای کشور، یادگیری کار تیمی است. معمولا شکل طراحی این شبکه ها به نحوی است که کسب سود یک فرد از طریق کسب سود افراد دیگر امکان پذیر است. این موضوع، ایجاد یک مکانیزم برنده – برنده می کند که افراد برای کار با یکدیگر در قالب یک تیم تلاش می کنند. فراگیری کار تیمی در کشور ایران که آموزشی در هیچ یک از مقاطع تحصیلی و کاری برای آن وجود ندارد و روابط افراد عمدتا بر اساس برنده – بازنده شکل گرفته است، یک مکانیزم تولید ارزش افزوده برای کشور، ایجاد می کند. همچنین برخلاف شکل سنتی روابط تجاری در ایران که عمدتا بر مبنای (بزن و در رو) شکل گرفته، روابط افراد در یک مکانیزم بازاریابی شبکه ای، طولانی مدت است که به مکانیزم برنده – برنده عنوان شده و به تغییر روحیه جمعی افراد در قالب یک تجربه جدید کمک می کند. البته متاسفانه بعضی از افراد سودجو و کوتاه فکر با همان فکر بزن و در رو وارد این شبکه ها می شوند که در مدت کوتاهی سود اندکی جمع آوری کرده و شبکه را دچار مشکل کرده و افراد دیگر را ترک می کنند که این مسئله لزوم وجود یک قانون منسجم برای این مدل تجارت را نشان می دهد. با توجه به مطالب بیان شده، به نظر می رسد، بازاریابی شبکه ای در صورت اجرای صحیح می توان متضمن منافع بسیاری برای کشور باشد. همچنین به نظر می رسد که با توجه به پتانسیل بازار ایران در این زمینه، بازاریابی شبکه ای به عنوان یک روند جدید راه رشد خود را در جامعه پیدا کرده و می کند. در صورتی که با اندیشیدن تدابیر لازم، این روند اجتماعی در جهت مثبت هدایت نشود، به شکل خودجوش به حرکت خود ادامه می دهد که ممکن است لزوما متضمن تامین منافع کلی اجتماع نباشد. در عین حال استفاده از این روش، برای فروش محصولات ایرانی مانند فرش، صنایع دستی و زعفران در خارج از کشور، می تواند به عنوان یک فرصت مناسب برای رشد فروش در بازارهای جهانی در نظر گرفته شود. یکی از نکات حائز اهمیت در این موضوع، ایجاد پتانسیل رشد سریع در شرکت ها به عنوان پیش نیاز ورود به این سیستم کسب و کار است + نوشته شده توسط کوئستر در پنجشنبه 1385/09/09 و ساعت
11:43 |
شرايطی که در آن قرار گرفته ايم بهايی است که برای موفقيت بايد پرداخت کنيم .مبارزه ايست که پيروزی در آن با ماندن و تلاش هوشمندانه مان تضمين ميشود.شايداينگونه قضاوت کنيم که اين از بد حادثه است که ما در ابتدای اين موج هستيم اما ازقضا همين مساله اهميت ماندن وتسليم نشدن را بيشتر ميکند.به هر حال اين دوره هم مانند ساير دورانهای تمدن ساز بشری خواهد گذشت ومسئوليت ما نيز اين است که اين دوره را با افتخار بگذرانيم ومسير هموار ومساعدی را برای آيندگان باقی گزاريم.متن زير را که بی ارتباط به اين موضوع نيست را از وبلاگ رضا کوئستی می آورم: ...وقتی تاریخ را ورق میزنیم، اسامی مردانی را می بینیم که جان و مال و آبروی خود را در راه تحقق رویاها و حقایقی صرف می کردند که سالها بعد تبدیل به بدیهی ترین واقعیات روزمره زندگی شدند. + نوشته شده توسط کوئستر در پنجشنبه 1385/09/09 و ساعت
11:40 |
واژه های جادویی یک ستاره مشهور سینما علت موفقیت خود را در کارو زندگی این گونه بیان نموده است که توانسته بود فکرش را از افکار منفی بزداید و از عذابی که می کشید رهایی یابد. او بیان میکرد که تنها سه واژه در زندگی اش موثر بوده است که عبارتند از: شادی. ثروت. موفقیت. او هر دفعه که از منزلش خارج میشد ویا هر وقت که دچار اضطراب و نگرانی میشد این واژه ها را یک ربع با آواز می گفت تا اینکه حس میکرد دیگر نگرانی در ذهنش نیست و حال خوب و خوشی پیدا کرده است. او فهمیده بود این واژه ها دارای نیروی جادویی عجیبی هستند و باعث به کار افتادن نیروی درونیش می شوند.او فکر و روانش را ازاین حقیقت پر می کرد و طبیعتا آن نتیجه ای که کسب می کرد در زندگی اش آشکار می شد.
+ نوشته شده توسط کوئستر در پنجشنبه 1385/09/09 و ساعت
11:38 |
یک لقب تشریفاتی نیست و عضویت در آن هم منافع مادی ندارد و فقط تشکیلاتی برای بهترحمایت کردن ازنتورک میباشد، عضویت درv-team شرایط و مقررات خاصی وجود ندارد.
در هر سال، خود V یا AVP ها یا VC ها افرادی را از میان مجموعه خود انتخاب میکنند و آنها را به عنوان کاندید معرفی میکنند. سپس عملکرد این افراد توسط v-teamبررسی میشود و در صورتیکه افراد فعالی باشند – سنگ بنای نتورک خود باشند – بعد از مدتی مثلا 6 ماه یا یک سال به عنوان اعضای جدیدv-team و به عنوان VC های جدید معرفی میشوند. اما کسانی به عنوان کاندیدا معرفی میشوند که در کنار مجموعه خود کار میکنند، در اغلب برنامه های شرکت حضور دارند، حضور آنها به عنوان یک بالاسری فعال توسط سازمانشان حس میشود. برای حل مشکل سازمانشان پیش قدم هستند. با سازمانشان در ارتباط هستند و افراد سازمانشان میتوانند به راحتی با آنها ارتباط برقرار کنند. در نهایت با وجود رسیدن به درآمد مناسب مانند روز اول وقت و انرژی صرف میکنند + نوشته شده توسط کوئستر در پنجشنبه 1385/09/09 و ساعت
11:37 |
متن زير متن سخنراني آنتوني رابينز براي جمعي از افراد افسرده و نااميد بيمارستاني در مريلند ايراد شده است. رابينز در اين سخنراني صراحتا مي گويد كه داشتن احساسات منفي چيز بدي نيست: روزي زماني كه خيلي كوچك بودم يك شب مادرم از من خواست تا از حياط پشتي يك ظرف بياورم. آن موقع از حياط پشتي مي ترسيدم. اما مادرم گفت كه بايد شجاع باشم. به او گفتم كه مي ترسم و مادرم گفت: «شجاعت يك احساس نيست! عمل است كه شجاعت را ثابت مي كند!» و من در حالي كه تا حد مرگ مي ترسيدم و تقريبا تمام مسير را مي دويدم شجاعانه موفق شدم در دل تاريكي ظرف را پيدا كنم و براي مادرم بياورم. به من گفتند كه خيلي از شما به دلايلي كه متفاوت است دجار ياس و نااميدي شديدي شده ايد براي من گفته اند كه خيلي از شما حتي همين الان هم با همين احساس منفي افسردگي و ياس شديد دست و پنجه نرم مي كنيد. بعضي از افراد فاميل، شما را بر خلاف ميلتان اين جا آورده اند تا افسردگي و ياس و نااميدي شديدي كه بر شما حاكم شده معالجه شود. خلاصه همه معتقدند كه نوميدي و ياس چيز بد و منفي و نامناسبي است و بايد به هر قيمتي كه هست از وجود شما دور شود. يكي از دوستان نزديك من اينجاست و از من خواست تا براي شما صحبت كنم تا بلكه از اين احساس منفي شما را خلاص كنم. اما من اينجا به شما مي گويم كه احساس منفي اصلا چيز بدي نيست و برعكس حامل يك پيام مهم است كه بايد به جاي درجازدن و كلنجار رفتن با اين احساس، به اين پيام مهم گوش بدهيم. آيا مي دانيد پيامي كه احساس منفي با خودش همراه دارد چيست؟! حس منفي به شما مي گويد كه آهاي صاحب من! وقتش رسيده كه كاري انجام دهي! همين الان پاشو و آن كار را انجام بده! و آن وقت ما چه مي كنيم؟! هيچ! مي نشينيم و زانوي غم بغل مي گيريم و بي حركت و تسليم. زل مي زنيم به احساس منفي! فرض كنيد كه در آزمون ورودي كالج مردود شده ايد. وقتي نتايج را پاي تابلو اعلام مي كنند اسم خود را در ستون مردودي ها مي بينيد. احساس بدي دلتان را به هم مي ريزد و حس سرخوردگي ناراحت كننده اي تمام وجود شما را در بر مي گيرد. تا اين جاي كار اصلا بد نيست. تفاوت بين يك انسان موفق و يك انسان سرخورده و ناموفق از اينجا ظاهر مي شود. انسان موفق به اين احساس خيره مي شود و به اين احساس منفي مي گويد از جان من چه مي خواهي؟! و احساس منفي مي گويد: حيف تو نيست كه اسمت اينجا در ستو.ن مردودي ها باشد!؟ برخيز و كاري بكن! اعتراضي بنويس! با استاد حرف بزن! ببين مي تواني دوباره امتحان بدهي! ببين امتحان بعدي چه موقع است؟! همين الان كه هنوز موضوع داغ است ببين كجا اشتباه كرده اي!؟ خلاصه دست روي دست نگذار! برخيز و يك كاري بكن! من احساس منفي دارم اينها را به تو مي گويم. يا فرض كنيد همسرتان شما را براي هميشه ترك كرده و رفته است. احساس بدي شما را در بر گرفته است. يك جور حس بي عرضگي و خوب نبودن تمام وجود شما را فرا گرفته است. خوب چه مي كنيد. گوشه خانه كز مي كنيد و در و پنجره را به روي خود مي بنديد و شروع مي كنيد به مجازات خودتان! يا اين كه لاابالي گري پيشه مي كنيد و به سراغ مراكز تفريحي مي رويد تا خود را سرگرم كنيد. يا آنقدر در خود فرو مي رويد و خود را مقصر مي پنداريد و خود را محكوم مي كنيد كه افسردگي تمام وجود شما را فرا مي گيرد و مجبور مي شويد به اين جا منتقل شويد! بله! اتفاق بد و دردناكي رخ داده است. اما اين اتفاق تا وقتي آن احساس بد وجودتان را در بر نگرفته بود، برايتان دردناك نمي نمود! خوب! به سمت احساس منفي برگرديد و به آن زل بزنيد و ببينيد پيام پنهان در لابه لاي اين احساس آزاردهنده چيست؟! پيام هميشه كاملا مشخص است: «آهاي صاحب من! برخيز و يك عملي انجام بده و با عملي كه انجام مي دهي كاري كن تا احساس خوبي ايجاد شود و بيايد جاي من را بگيرد!» و تو بر ميخيزي! مثلا به همسرت زنگ مي زني و از او مغذرت مي خواهي! اصلا برمي خيزي و مسيري كه او رفته را طي مي كني و پيدايش مي كني و با او مستقيم و رو در رو صحبت مي كني و از او مي خواهي تا يك بار ديگر به تو فرصت دهد. و اگر باز هم جواب نداد برايش آرزوي موفقيت مي كني و او را به خدا مي سپاري! خلاصه يك كاري انجام مي دهي و اجازه نمي دهي احساس منفي همين طوري بلاتكليف به حال خود رها شود و در گوشه دل و وجود تو لانه كند و تمام تار و پود جسم و روان تو را متلاشي سازد. مثال ديگري مي زنم. فرض كنيد كسي كه به او اطمينان داشتيد و او را به عنوان شريك و يار صديق خود انتخاب كرده ايد به شما خيانت مي كند و تمام اموال شما را بالا مي كشد و شما را به طور كلي ورشكست مي كند. احساس خشمي عميق تمام وجود شما را در بر مي گيرد. اين احساس با حس عذاب آور ساده لوحي و ابلهي كه به دليل اعتماد بي دليل به يك فرد، تركيب مي شود و شناسايي پيام هاي پنهان در احساسات منفي را براي شمال مشكل مي سازد. شما تصميم به انتقام مي گيريد و مي خواهيد به هر قيمتي كه شده اين حركت دوست و شريك خيانت پيشه را تلافي كنيد. اما با وجودي كه سخت است بايد لختي تامل كنيد و با خود بينديشيد كه آيا عملي كه مي خواهم به عنوان تلافي انجام دهم در نهايت و بعد از آرام شدن اوضاع مي تواند احساس خوب و متعالي را در وجودتان جايگزين اين احساسات آزاردهنده كنوني سازند؟! بله! حس منفي به شما مي گويد برخيز و كاري انجام بده! اما نه هر كاري! حس منفي مي گويد برخيز و كاري انجام بده تا حس خوب و عالي و شكوهمندي در وجودت جاري شود و اين حس شكوهمند جديد آنقدرقوي باشد كه بتواند مرا جارو كند و از وجودت دور سازد. انتقام و تلافي و مقابله به مثل هر چند شايد آرامشي مقطعي براي شما به همراه داشته باشد اما بلافاصله احساسي بدتر وجود شما را در بر مي گيرد كه رهايي از آن چندان ساده نيست و اين احساس منفي بد شدن و بدي كردن است. به شما دوستاني كه در اينجا حضور داريد و با دارو و موارد شيميايي آرام بخش انتظار داريد كه دوباره آرالمش قبل از بحراني كه داشتيد نصيبتان شود مي گويم كه راهي بسيار ساده تر، ماندگار تر و قابل اعتماد تر براي خلاصي از حس منفي وجود دارد كه مي تواند درست همين الان روحيه كسل و افسرده شما را دگرگون سازد و آن را ساده تر اين است كه برخيزيد و كاري انجام دهيد. + نوشته شده توسط کوئستر در پنجشنبه 1385/09/09 و ساعت
11:34 |
+ نوشته شده توسط کوئستر در یکشنبه 1385/05/29 و ساعت
18:37 |
جشنواره اهداف كليه اهداف زندگي خود را بر روي كاغذ بنويسيد در موقع نوشتن تصاوير ذهني خود به هيچ چيز ديگري فكر نكنيدهمه آنها را بدون هيچ كم وكاستي بر روي كاغذ بنويسيد ،آنچه اينك در ذهن شما خلق شده است از اين پس هدف زندگي شما خواهد بود و همچون رهبري توانا فرمان زندگي شما را بدست ميگيرد پس متوجه علايم ونشانه هايي كه از طرف خالق هستي براي شما ارسال ميشود باشيد تا با اجراي صحيح آن راهنماييها بتوانيد درست انجام دادن كارها به اهداف خود برسيد. ادامه مطلب + نوشته شده توسط کوئستر در یکشنبه 1385/05/29 و ساعت
18:28 |
گروه کمپانیهای کوئست اینترنشنال و عواید هفتصد میلیون دلاری $ 700,000,000 در هفت سال گذشته همزمان با رشد کمپانی و نگاه آن آینده و هشت سال آتی، کمپانی نظری نیز به گذشته هشت ساله خود دارد؛ زمانی که پایهگذاران کمپانی(رهبران فعلی) و تنی چند از کارمندان آن، یک کمپانی کوچک و ابتدایی فروش محصولات طلا(GoldQuest) را اداره میکردند. امروز گلدکوئست به یکی از کمپانیهای پیشتاز در زمینه طلا و جواهرات و مسکوکات کلکسیونی بدل شده و تنها یکی از زیرمجموعههای هفدهگانه گروه کمپانیهای کوئست اینترنشنال میباشد. گروه کمپانیهای کوئست اینترنشنال عواید خود را فقط در هفت سال گذشته هفتصد میلیون دلار آمریکا $ 700,000,000 اعلام کرده است و بزودی به یک کمپانی بیلیون دلاری(میلیلارد دلاری) تبدیل میشود. + نوشته شده توسط کوئستر در شنبه 1385/04/31 و ساعت
10:52 |
مردان دنیای آینده مي نويسد:
بدون شک ساعت اسکلتی (Skeleton Watch) منحصر به فردترین محصولیست که تا به حال گلد کوئست معرفی کرده. این ساعت فوق العاده تمامی ویژگیهای لازم برای یک شاهکار بی نظیر را دارد. کارخانه معروف ساعت سازی Bijoux & Horlogerie و جواهر سازی برزگ Bernhard H.Mayer با غرور شاهکار مکانیکی پیچیده ای را ارائه میدهند. ساعت اسکلتی با ساختار داخلی ظریف و قابل روئیت داخلیَش زیبایی ظریفی را به نمایش گذاشته است. ساخت هر ساعت به بیش از ۱۲۰ روز کار دقیق و وسواسانه دست مهندسان حرفه ای و اختصاصی نیاز دارد و در هر سال تنها ۱۲قطعه از این ساعت ساخته میشود. که تعداد نهایی این شاهکار شگفت انگیز تنها ۵۰ عدد خواهد بود و در پشت بدنه تمامی این ۵۰ عدد، نام اختصاصی خریدار آنها حکاکی شده است.
و اما لذت بخش ترین بخش این است که خریدار این ساعت نمیتواند هر شخصب باشد! بیل گیتس هرگز نخواهد توانست این شاهکار اعجاب انگیز رو با نام خودش در گنجینه خانوادگیش بگذاره. خریدار این ساعت تنها یک کوئستی قدرتمند هست، چرا که این ساعت تنها در لیست وچر (Voucher) قرار داره و برای اینکه افتخار داشتنش رو داشته باشید باید ۱۲۰۰ امتیاز وچر داشته باشید.!! یعنی ۱۲۰ چرخه در ۶ ماه (حداکثر زمان برای جمع کردن وچر ها) یعنی ۴۳۲۰ امتیاز در ۶ ماه یا ۲۱۶۰ امتیاز به تعادل شما در این مدت باید اضافه شود. پس ملاحظه میکنید که شما باید درامد متوسط هفتگی ۶۲۵۰ رو داشته باشید تا این شانس رو داشته باشید که هنوز تعدادی از ۵۰ عدد ساعت رویایی شما باقی مونده باشه و بتونید اون رو انتخاب کنید و شاید یکی از منحصر به فرد ترین هدیه های زندگیتان را دریافت کرده باشید. قیمت حدودی ساعت اسکلتی ۳۰،۰۰۰ دلار هست که با توجه به تعداد محدود، ضرب نام صاحب آن، و وچر بودن آن (هر کسی نمیتواند آن را بخرد)، ارزش آن واقعا قابل محاسبه نیست. + نوشته شده توسط کوئستر در شنبه 1385/04/31 و ساعت
10:48 |
خبر مهم و اضطراری از طرف شرکتطبق SMS که امروز از قسمت اخبار کوئست نت دریافت کردم، سایتهای جعلی زیر که کپی دقیقی از سایت کوئست نت هستند، برای دزدیدن TC، پسورد، پین کد و اطلاعات شخصی شما طراحی شده اند. به هیچ عنوان از این سایتها برای دسترسی به صفحه کار مجازی خود در اینترنت استفاده نکنید. اگر در این زمینه سئوالی دارید به network.support@quest.net ایمیل بزنید. اسامی این سایتها:افراد ثبت کننده این سایتها همه جعلی و غیر واقعی است این خبر را جدی بگیرید. اگر از این سایتها برای ورود به دفتر کار مجازی خود استفاده کرده اید میتوانید برای احتیاط رمز ورود و پین کد خود را عوض کنید.
اما در ادامه شرکت اعلام کرده برای تعمیر و ارتقاع سیستم خود، در این ماه در بعضی از روزها سیستم Offline خواهد بود یعنی به احتمال زیاد نمیتوان به دفتر کار مجازی دسترسی پیدا کرد و یا خرید های جدید انجام داد. یکی از این زمانها 11 July از ساعت 10 تا 11 صبح به وقت هنگ کنگ میباشد. بر گرفته: وبلاگ مهرداد + نوشته شده توسط کوئستر در شنبه 1385/04/31 و ساعت
10:44 |
مديريت زمان شبيه عادت هاي خوب كاري است حداكثر استفاده از زمان يعني دستيابي به حداكثر بازده در زمان موجود. مديريت زمان شبيه عادت هاي خوب كاري است حداكثر استفاده از زمان يعني دستيابي به حداكثر بازده در زمان موجود. 1ـ اهداف خاص روزانه را مشخص كنيد: مطمئن شويد كه مي دانيد هر روز چه مي خواهيد بكنيد پيش از رسيدن به سركار يا به محض رسيدن ، اهداف كاري خود را به ترتيب اهميت فهرست كنيد، اول روي مهمترين هدف خود كار كنيد و همه كارهاي ديگر را تا تمام شدن آن كنار بگذاريد، نگذاريد عوامل بيروني شما را از دستيابي به هدف باز دارد، هدفهاي عمده ممكن است به تمركز كامل نياز داشته باشد. 2ـ خودانگيزي: مديران موفق معمولاً افراد پرانگيزه اند كه از كار كردن لذت مي برند. 3ـ ضرب الاجل تعيين كنيد: اگر براي رسيدن به نتايج مطلوب ضرب الاجل مشخص بگذاريد كار بيشتري مي توانيد انجام دهيد اما بايد مطمئن باشيد كه ضرب الاجل واقع بينانه باشد و وقتي ضرب الاجل گذاشتيد به هر ترتيي كه شده آن را رعايت كنيد. 4ـ يادداشت كنيد: همواره دفترچه يادداشتي به همراه داشته باشيد و در آن سابقهاي از جلسات كاري مشورتي ـ نكات كليدي ـ مكالمات تلفني مهم ـ گفتگو با كاركنان يا مشتري ها و يا صرفاً افكار خودتان را يادداشت نماييد. 5ـ هر كاري را نكنيد : وقتي هدفمند بوديد توجه خود را فقط بر فعاليت هاي مهم متمركز خواهيد ساخت كه به نتايج مهمترين منجر شود. 6ـ در ساعات فعال كار كنيد: سعي كنيد كارهاي عمده را در ساعات فعال روز (3 يا 4 ساعت) كه احساس مي كنيد موثرتر است انجام دهيد ساير فعاليت هاي خود را در حول و حوش آن ساعت هاي برنامه ريزي كنيد. 7ـ پيش از شروع كار سوال كنيد: تقريبا هر كاري را مي توان به نحو كارآمدتري انجام داد پيش از شروع كار تعيين كنيد براي سوالهايي از قبيل چه؟ كجا؟ چه وقت؟ چه كسي؟ چگونه؟ چرا؟ پاسخي كه ضروري ترين وظيفه را در هر فعاليت مشخص مي كند داريد يا خير. 8ـ اهل عمل باشيد: همين كه درباره مسئله اي تصميم گرفتيد يك سلسله عمليات خاص را مشخص نماييد و سپس دست به كار شويد و بكوشيد تا هر چه سريعتر ، بهتر و بيشتر به نتيجه برسيد. 9ـ خود انديشي كنيد: به خود انديشيدن، آموختن از گذشته و حال و فعاليت هاي بالقوه آينده است. پيش از خوابيدن، هنگام سفر، هنگامي كه تنها قدم مي زنيد از اين اوقات براي انديشيدن به كار خود استفاده كنيد. 10ـ براي فردا برنامه ريزي كنيد: در پايان هر روز برنامه زماني فعاليت هاي روز بعد را آماده كنيد. 11ـ از تجربيات خود درس بگيريد: بازبيني تجربيات گذشته كمك مي كند تا معلوم كنيد كدام يك جالب ورزنده بوده است و كدام يك دلسرد كننده ، وقت گير و غيرسازنده. در آينده نيز به تجربيات مشابهي خواهيد رسيد اما اين اختيار شماست تا تنها فعاليت هايي را انتخاب كنيد كه بيشتر از فعاليت ديگري ارزشمند و سازنده باشد. اگر اعتماد به نفس داشته باشيد براي آغاز هر كار و حركتي شما بايد خود را متقاعد كنيد اما اگر فاقد چنين موقعيتي باشيد براي ارزيابي هر تصميم و هدفي بايد دست نياز به سوي ديگران دراز كنيد و داوطلب قرباني شدن بشويد. (وين داير) فرصت نيز مانند اكسيژن هوا به فراواني در دسترس همه است عقيده اشتباع اين است كه بخت فقط يكبار در خانه آدم را مي زند در واقع ما هميشه با فرصت ها مصادف مي شويم اما بايد دريابيم كه آنچه با ما تصادف كرده است فرصت بوده است نه اتوبوس. (جان راجر) فرانك افشين مهر ـ مديريت شعب استان كرمانشاه ـ اداره اعتبارات علم موفق زيستن: جيمز و كلوس اصول مديريت: هلرولدكونتز مكتوب ـ پائولوكوئليو همه ما نگران عمل كردن، انجام كار، حل كردن مشكلات و تأمين ديگرانيم. همواره مي كوشيم برنامه اي بريزيم، نتيجهي ديگري بگيريم و چيز ديگري كشف كنيم. در اين ماجرا هيچ چيز نادرست وجو ندارد هر چه باشد، اين گونه است كه جهان را مي سازيم و تغيير مي دهيم . اما عمل نيايش نيز بخشي از زندگي است. گاهي بازايستادن، گريختن از خويشتن، و خاموش ايستادن در برابر كيهان. زانو زدن با جسم و روح ، بي خواستن چيزي، تنها تجربه گرماي عشقي كه ما را احاطه مي كند. در اين لحظه ، شايد اشك هاي غيرمنتظره اي ظاهر شوند. اشك هايي كه نه به شادي فرو مي ريزند و نه به اندو. از اين پديده شگفت زده نشويد. اين يك عطيه است. اين اشك ها روح شما را پاك مي كنند. استاد مي گويد: كلمه، قدرت است. كلمه جهان را دگرگون مي كند. و انسان را نيز . همه شنيده ايم كه نبايد درباره رخدادهاي نيكي كه بر ما روي مي دهد، صحبت كنيم، چون حسادت ديگران، شادي ما را ويران خواهد كرد. اين گونه مسايل در ميان نيست. كسني كه برنده اند، مغرورانه از معجزات زندگي خويش سخن مي گويند. اگر در فضا انرژي مثبت بپرا كنيد، انرژي مثبت بيشتري را به خود جذب مي كنيد و آناني كه به راستي خير شما را مي خواهند، شاد ميكنيد. اما حسودان و شكست خوردگان ، تنها هنگامي مي توانند به شما آسيب برسانند كه بهآنها چنين قدرتي بدهيد. هيچ نترسيد. با هر كس كه گوش مي دهد، درباره نكات نيك زندگيتان صحبت كنيد. روح جهان به شادماني شما بسيار نيازمند است. منبع: مكتوب نوشته: پائولو كوئليو هيچيك از ما باهوشتر از همه ما نيست اين عبارت به واقع اعجاز آور از دكتر «كن بلانچارد» Ken belanchard نويسنده وسخنران معروف كتابهاي مديريتي است كه اكثر صاحب نظران گستره دانش مديريت وي را، فيلسوف مديريت مي نامند. معني اين عبارت آن است كه: اهميتي ندارد كه فكر من چقدر بزرگ است، هرچه كه باشد هرگز نمي تواند از مجموع انديشه هاي همه اعضاي يك تيم بزرگتر باشد. اگر مي خواهيم بزرگترين و هو شمندترين انديشه ممكن را داشته باشيم ،تنها كاري كه بايد بكنيم اين است كه فكرمان راباديگر اعضاي يك تيم،يكي كنيم مثل اتصال يك سري رايانه شخصي به يكديگر و استفاده از امكانات ديگران به صورت شبكه كه درست مثل اين خواهد بود كه يك رايانه بزرگ در اختيار خواهيم داشت.به عارتي ديگراگر شما به ديگران فرصت فكر كردن و كاركردن را بدهيد حاصل كار شمااگرچه به تنهايي كمتر نمود پيدا مي كند،اما نتيجه اي كه ازكار گروهي حاصل مي شوددر مجموع خيلي بيشتروبهترازكار فردي خواهد بود.رمز موفقيت ازديدگاه كن بلانچارد تشكيل شده ازيك كلمه Perform كه به معني ايفاي نقش كدرن ويا انجام دادن كاراست.ازجماه ويژه گيهاي هريك ازحروف اين كلمه ميتوان به مواردذيل اشاره كرد: "P"مخفف Purpose and Values به معني اهداف ارزشها "E"مخفف Empowermentبه معني صلاحيت و اختيار "R"مخفف Relationship and communicationبه معني روابط شخصي و ارتباطات "F"مخفف Flexibilityبه معني انعطاف پذيري "O"مخففOptimal performance به معني عملكرد بهينه يا مساعدترين روش "R"مخفف Recognition and Appreciationبه معني باز شناسي و قدرداني "M"مخفف Moraleبه معني روحيه وحس برتري جويي و با كلمات فوق متوان اين جمله راساخت كه دستيابي به عملكرد عالي نيازمند روحه برتري طلبي،تدارك اهداف روشن،توسعه مهارتها(با صلاحيت واختيار تصميم گيري وقابليت انعطاف)،روحيه اقتدار تيمي(روابط بين شخصي و ارتباطات)و توجه به ويژگي هاي مثبت (بازشناسي و قدرداني) ميباشد. كه اين خصيصه ممتاز سازمانهاي متعالي هزاره سوم است. سازمانهايي كه به مشاركت و انديشه و دانايي جمعي از كاركنان خود باور دارند. مديريت مشاركتي در جهان امروز ديگر يك پيشنهاد نيست بلكه يك الزام براي نيل به مت تكامل وبهبود وبهره وري سازماني است. مشكلات ارتباطي انسان موجودي اجتماعي است وهرگونه تعريف پيرامون هويت، هدف وسرنوشت اومي بايست دريك بستر اجتماعي صورت گيرد.از اين رو،هر نوع رويكردي كه انسان را ازجامعه جدا مي سازد و مي خواهد معناي زيستن را براي انسان در انزوا بيابد محكوم به شكست و سرماخوردگي است. اما براستي چرا انسانها نميتوانند در كنار و با يكديگر حيات با معنا را تجربه كنند؟ چگونه ميتوان برمشكلات ارتباطي افزود؟ علل مشكلات رتباطي 1ـ توقع كامل بودن ديگران كامل گرايي نوعي جهان بيني است كه دران شخص ازخودوديگران انتظار رفتار صد درصد صحيح وكامل دارد. براي شخص كامل گرا،كوچك ترين ضعف، فاجعه اي غيرقابل قبول و هضم است.جهان شخص كاملگرا با برخورد با اولين نشانه هاي نقص فرو مي ريزد و او خود را در ميان ويرانه ها تنها و درمانده مييابد. اما پرواضح است كه ما در جهاني ناكامل با اشخاص سرشار از ضعف زندگي مي كنيم. البته ذكر اين نكته به معناي آن نيست كه با ضعف ها و نقص ها سازش كنيم و آنها را به عنوان حفايق غير قبول تغيير قبول كنيم، بلكه بايد ابتدا واقعيتهاي موجود رابپذيريم. اگر نقطه شروع ما واقع بينانه باشد، امكان احيا و تصحيح جلوه گر مي شود. كامل گرايي از جمله مهمترين مشكلات ارتباطي است كه برخي از مواقع به گسست كامل ارتباطات ختم شده است. 2ـ حاكميت و كنترل يكي ديگر از مشكلات ارتباطي، گرايش به كنترل و حاكميت در روابط است. گاه روابط است. گاه روابط است. گاه روابط به نوعي ارتباط رئيس و مرئوس ، ارباب و رعيت تبديل مي شود. برخي نقش رئيس و رهبر را به گونه اي در روابطشان ايفا مي كنند كه گويي بدون اوامر آنها همه چيز بهم مي ريزد. جالب اينجاست كه برخي ديگر با پذيرش رياست ديگران، با دل و جان نقش مرئوس و رعيت را به عهده مي گيرند. اينگونه روابط گر چه حاوي نظام مشخصي است و نقش ها در آن به خوبي تعريف شده است اما به واقع فاقد ارتباطي همدلانه و متقابل است و تاثيرپذيري اصيل در آن وجود ندارد. اشخاصي كه به دنبال رياست و نه رابطه هستند، تنها مي مانند زيرا كه عموماً مردم دوست ندارند نقش رعيت را بازي كنند. اگر ديگران در ارتباطشان با ما اصل تساوي را مشاهده نكنند، به عبارت ديگر ببينند كه ما خود را از آنها برتر و بهتر مي دانيم، ما را تنها خواهند گذاشت. 3ـ عدم برقراري ارتباط مناسب در فرايند انتقال هر پيامي سه عنصر وجود دارد. اول ، فرستنده پيام كه پيغام خود را در قالب كدها و علائم خاص خود مي فرستد. دوم، محيط و شرايطي كه اين پيام در آن منتقل مي شود و سوم ، گيرنده پيام كه پيغام را دريافت مي كند. اگر فرستنده پيام، كدهايي را منتقل كند كه گيرنده با آن آشنا نباشد و يا در شرايطي پيام خود را بفرستد كه مطلوب نباشد، ارتباط به خوبي صورت نمي گيرد. بايد مطمئن باشيم كه گيرنده با زبان ما و پيام هاي خاص آن به خوبي آشناست. زبان نيز ريشه در تفكر و ديدگاه دارد. بايد مطمئن باشيم محيط و شرايط مناسب پيام ماست. نمي توان در فضاي شلوغ ، پيغام مهمي را منتقل كرد. بايد به شرايط شخص توجه كافي مبذول داشت. مطابق اصل ارتباطات اگر خللي در درك پيام صورت گيرد. مسئوليت به عهده فرستنده پيام است. برخورد با مشكلات ارتباطي علاوه بر آگاهي بر نكات فوق ، راه كارهاي زير مي توانند به بهتر شدن كيفيت روابط ما بپردازند. 1ـ نقدپذيري هدف از نقد، نه تخريب شخصيت بلكه احياي فرد است. اگر ديگران ما را در روابطمان باز و نقدپذير ببينند، اگر متوجه شوند كه با ما ارتباط برقرار مي كنند. 2ـ پذيرش مردم را بايد آن طور كه هستند. دوست داشت و نه آن طور كه بايد باشند. اگر پذيرش متقابل در يك رابطه وجود داشته باشد، همدلي و هم فكري به سهولت صورت مي گيرد. 3ـ تمركز بر امور قابل تغيير گاه در يك رابطه درصدد تغيير بنيادهاي شخصيت افراد هستيم اما بايد يپذيريم كه هر شخص زيربناي خاص شخصيتي خود را دارد كه اگر هم بايد تغيير كند از عهده توان ما خارج است و مسئوليت آن در وهله اول به عهده خود شخص است. بايد در روابط بر امور قابل تغيير متمركز شويم. فراموش نكنيم به مشكلات حمله كنيم و نه به اشخاص. سه ابزار مفيد براي استفاده بهتر از توانمنديها بر توانمنديهايتان سرمايه گذاري كنيد و كاستيها را مديريت نماييد. گفتن اين جمله بسيار ساده است، اما اجراي آن در طراحي راهكارهاي سودمند براي رسيدن به موفقيت هاي ارزشمند، دشوار است. ساختن يك زندگي نيرومند و شايسته همواره پر از فراز و نشيب هاي فراواني است. همراه با متغيرهاي گوناگوني مثل خودآگاهي، بلوغ، فرصت ها و افراد در پيرامون و كساني كه انگار گريزي از آنها نيست. اما امكان تجسم يك چشم انداز كاملاً روشن وجود ندارد. حتي اگر بتوانيم گوشهاي از آنرا تصور كنيم، هر لحظه امكان دارد دچار تحول و دگرگوني شود. زيرا هيچكدام از ما كامل نيستيم. بي ترديد مسووليت انجام اعمال، پذيرش هشدارهاي دريافتي و پرداختن به يادگيري بر عهده خود فرد است و هيچ كس ديگري نمي تواند اين وظيفه شخصي را بر عهده گيرد. آنچه را كه مي توان توصيه كرد، سه ابزار مفيد است كه در راه استفاده بهتر از توانمنديها مورد نياز است. 1ـ چگونه مي توان به كمك آموخته ها به سطح هوشمندي خود پي برد؟ توانمندي را مي توان عملكردي پيوسته نزديك به كامل در يك فعاليت تعريف نمود. اما آيا راهي وجود دارد كه بتوان به آن توانمندي دست يافت يا به عبارت ديگر آيا مي توان، يا نمي توان در زمينه اي بهتر شد؟ بدون شك اين امكان وجود دارد كه بهترين شد، آما آيا تنها با تمرين مي توان به جايي رسيد كه فعاليتي را پيوسته در حد كمال به انجام رساند؟ و پاسخ اين پرسش منفي است. با تمرين همواره نمي توان كامل شد. رويكرد ديگر اين موضوع در اين است كه تفاوت بين هوشنمندي و توانمندي در چيست؟ مهارتها، آگاهيها، تمرين و خودآگاهي چه نقشي در ساختن توانمندي دارند؟ به هم آميختن هوشنمندي، آگاهي و مهارت، توانمندي انسان را مي آفريند . و در دست يابي به اين قبيل توانمنديها، انسان هوشنمندي هاي ذاتي، مهارتها و آگاهيهاي خود را به كار مي گيرد. در اين ميان هوشنمندي يك پديده ذاتي است اما مهارت و آگاهي را مي توان از راه تمرين و آموزش آموخت. گاهي ممكن است كه بدون مهارت و آگاهي، كسي از خود در كاري توانمندي نشان دهد مانند فروشندگاني كه بدون دانستن ويژگي هاي يك فرآورده ، مي توانند مشتري را علاقمند به خريد آن كنند. اما بدون وجود زمينه هوشنمندي، هرگز نمي توان به توانمندي دست پيدا كرد. بنابراين نخست بايد برخورداري از يك نوع هوشمندي را در وجود خود يا اطرافيان شناسايي كرد، سپس به ياري مهارت ها، به پالايش آن پرداخت. خرد سنتي بر اين باور است كه فقط با تمرين و آگاهي ، هر چيزي را مي توان آموخت. اين دامي است كه بايد از آن گريخت. 2ـ راهكاري مناسب براي تشخيص هوشنمندي برتر براي شناسايي بزرگترين توانمندي نهفته در هر فرد يك راه مطمئن وجود دارد. يك گام به عقب برگرديد. بينديشيد كه چه فعاليتي را با شتاب و بي دردسر انجام داده ايد و گام هاي آنرا بدون سپري كردن آموزش هاي قبلي، به آساني برداشته ايد. اگر چنين فعاليتي وجود داشته باشد، بايد آنرا پيگيري نمود و يا نمودي از آن را در آينده دنبال كرد. در گذر زمان اين امر به هوشنمندي برتر منجر مي شود و مي توان آنرا به يك توانمندي شايسته و نيرومند پالايش نمود. يك مدير كارآمد مي تواند در آغاز فعاليت افراد نخست به شناسايي هوشنمندي برتر آنان بپردازد، سپس نقشي را به او محول كند كه در آن به سطح بالايي از بازدهي برسد. 3ـ زباني مشترك به شرح توانمندها زبان ويژه اي كه توانايي تعريف توانمنديها را داشته باشد، نياز مهمي به شمار مي رود. اين زبان بايستي بسيار دقيق باشد تا با نشان دادن اختلافهاي كوچك، افراد را از هم متمايز نمايد. اين زبان بايد رويكردي مثبت داشته باشد تا توانمنديها و نه كاستي ها و بيمايگي ها، را بيان كند. همچنين اين زبان بايستي وجه مشترك و شناخته شده اي براي همه داشته باشد تا بدون توجه به فرد و مكان، هنگاميكه به كسي صفت مثبت و كارآمدي را نسبت ميدهيم، همه معنا و مفهوم آنرا درك كنند. زباني كه اكنون از آن استفاده مي شود در زمينه كاستي ها كاربرد بيشتري دارد. نگراني، سردرگمي ، فشار روحي و ... معناهاي شناخته شده و مشخصي دارند. زبان منفي و توضيح دهنده نااستواريها ، آنچنان جا افتاده است كه افراد عادي هم اغلب آنها را به درستي به كار مي برند. برخلاف آن در زمينه توانمنديهاي انساني، زبان گويايي نداريم. هنگاميكه يك زبان مشترك و دقيق در ميان نباشد، پاره اي از ارتباطات به جاي نتيجه مثبت، پيامدهاي منفي به همراه خواهند داشت. + نوشته شده توسط کوئستر در سه شنبه 1385/03/16 و ساعت
15:20 |
من بزرگترین آرزوم اینه که در حال خدمت (In-service) بمیرم!
+ نوشته شده توسط کوئستر در سه شنبه 1385/03/16 و ساعت
14:59 |
دوستان دقایقی پیش بازی برزیل از کانال RTL پخش شد. نکته جالب در این بازی بوردهای متعدد تبلیغاتی کوئست در دور تا دور زمین بود. کوئست با ابن حرکت اخبر اعتبار بسیار بسیاری پیدا کرده و دهن تمامی مخالفان را بسته. نمیدونم دیگه کی ممکن هست بگه که این کار کلاه برداریه یا در اروپا و آمریکا غیر قانونیه.(قابل توجه تمامی لیدرهای پفکی!!!!).
همین حالا این خبر رو به همه برسونید. در ضمن کانال الجزیره هر روز از تمرینات برزیل گزارش میدهد که بوردهای تبلیغاتی کوئست در میدان کاملا به چشم میخورد. منتظر خبرهای بیشتری باشید. + نوشته شده توسط کوئستر در سه شنبه 1385/03/16 و ساعت
14:53 |
خلاقيت و نوآوري نويسنده: مسعود قنبری كليدواژه(ها) : خلاقيت؛ نوآوري؛ هوش؛ خصوصيات افراد خلاق 1- مقدمه آرامش زندگي در گرو برآوردن نيازهاست. نيازها به طور كلي به 5 گروه تقسيم ميشوند:
كه بترتيب نيازهاي اولي نيازهاي رده پايين و نيازهاي آخري نيازهاي رده بالا به حساب آمده و نياز به خوديابي حد بالاي نيازهاست. برآورده شدن مناسب نيازها شرط لازم براي بوجود آمدن آمال و آرزوهاست. به عنوان مثال يك فرد گرسنه و آواره هرگز به فكر پرواز بر فراز كوهها نخواهد افتاد. بسياري نيز معتقدند كه خلاقيت در نياز متولد ميشود همانگونه كه بسياري از اختراعات بزرگ نه محصول تعريف مشكلي خاص بلكه براي برآورن نيازي خاص به وجود آمدهاند. 2- اصول اوليه خلاقيت به طور كلي خلاقيت فرايندي است كه طي زمان ادامه داشته و ابتكار، انطباقپذيري و تحقق از خصوصيات بارز آن به شمار ميآيند و ميتواند جوابگويي براي مشكلات باشد. برخي از محققان اصولي براي مشخص شدن مرزهاي خلاقيت تعريف نمودهاند: اول اينكه خلاقيت متضمن پاسخ يا مفهومي نو باشد يا آنكه احتمال وقوع آن بسيار كم باشد. اما بايد توجه داشت كه نو بودن و اصالت با آنكه شرط لازم خلاقيت است اما كافي نيست. زماني يك پاسخ را ميتوان بخشي از يك فرايند خلاقيت به شمار آورد كه تا اندازهاي با واقعيت مطابقت داشته يا اصولاً واقعي باشد. دوم خلاقيت بايد گرهاي را بگشايد يا با وضعيتي تناسب داشته و يا مقصود معيني را برآورد. سوم، خلاقيت واقعي مشروط به دوام آن بينش ابتكاري، ارزيابي و تفسير و رشد آن باشد. در جملهاي كوتاه ميتوان اينگونه بيان كرد «خيليها ايدههاي خوب دارند اما عده كمي آنها را عملي ميكنند». همچنين يكي از عواملي كه معمولاً با خلاقيت مربوط ميدانند موضوع هوش است. 3- وجوه هوش يك مبناي طبقهبندي، نوع فرايند و يا نحوه عملكرد خاصي است كه انجام ميگيرد. اين نوع طبقهبندي شامل 5 گروه اصلي از توانشهاي هوشي ميباشد كه عبارتند از عوامل
شناخت، كشف و يا كشف دوباره و بازشناسي است. حافظه عبارت از حفظ آن چيزي است كه درك شده است. در تفكر واگرا ما در جهات متفاوت تفكر ميكنيم، گاهي به تفحص ميپردازيم و گاهي در جستجوي تنوع هستيم در حالي كه در تفكر همگرا اطلاعات به يك جواب درست و يا به بهترين جواب شناخته شده و قراردادي منتج ميگردد. واضح است كه يكي از توانشهاي تفكر واگرا گوناگوني پاسخهايي است كه توليد ميشود. اين نوع توليد تماماً زاده اطلاعات ارايه شده نيست. در اينجاست كه مبحث انعطافپذيري در تفكر پيش ميآيد كه از مباحث اصلي خلاقيت به شمار ميآيد. با اين حال در بررسي افراد خلاق اين نتيجه به دست آمده است كه اگر چه داشتن حد معيني از هوش لازم است ولي شرط كافي نيست و لزوماً افراد با هوش خلاق نبودهاند در حالي كه افراد با هوش متوسط ميتوانند افراد خلاق برجستهاي باشند. در واقع امور خلاقيت شايد بيشتر اكتسابي باشد تا فطري و ميتوان با آموزشهايي اين توانايي را در خود افزايش داد. 4- خصوصيات افراد بسيار خلاق از مطالعه افراد بسيار خلاق موارد زير نتيجه شده است. البته اين خصوصيات شخصيتي آنهاست نه اينكه با اينگونه رفتارها، انسان بتواند به خلاقيت برسد:
5- عوامل باز دارنده خلاقيت
خطري كه استعداد خلاق فرد را تهديد ميكند، قضاوت يا ارزيابي تجربه فرد نيست بلكه پيشداوري است كه به تبع آن تجارب بسياري در حوزه دريافت را نمييابند. خطري كه آموزشهاي معمول چه در خانه و چه در مراكز آموزشي در بردارند اين است كه نظرات نو و احتمال وقوع اعمال جديد خيلي زود و بيش از اندازه مورد انتقاد قرار ميگيرند. 6- عوامل تشديدكننده خلاقيت و نوآوري حس دروني تفكر، انسان را قادر ميسازد شرايطي را كه وجود خارجي ندارند، در درون ذهن شبيهسازي نمايد و به وي اين امكان را ميدهد تا در امكانات يكسان با سايرين براي خود فرصتهاي بهتري بيافريند. در واقع امور خلاقيت شايد بيشتر اكتسابي باشد تا فطري و ميتوان با آموزشهايي اين توانايي را در خود افزايش داد. مجموعه عواملي كه باعث تشديد و ترغيب فرد به نوآوري ميگردند به عوامل تشديدكننده تعبير ميگردند كه خود به دو بخش كلي انگيزهها و ابزارها تقسيم ميشوند كه در اينجا توضيح داده ميشوند. 6-1- انگيزهها انگيزههاي ترغيب كننده به نوآوري، ميتوانند به خصوصيات و زندگي خصوصي افراد مربوط باشد و يا اينكه به اجتماع محل سكونت فرد بستگي داشته باشد كه ما در اينجا دلايل بروز هر يك را بررسي ميكنيم. 6-1-1- انگيزههاي بيروني به همه انگيزههايي كه از جامعه به فرد القاء ميگردند گفته ميشود كه خود بر اثر موارد زير ناشي ميگردند:
6-1-2- انگيزههاي دروني انگيزههايي كه از درون شخص، منشاء ميگيرند را انگيزههاي دروني مينامند كه شامل موارد زير ميباشند:
6-2- ابزار ها برخي فاكتورهاي تعيينكننده براي دستيابي به تفكر خلاق و جود دارند كه ميتوان از آنها به عنوان ابزارهاي نوآوري ياد كرد. اين ابزارها عبارتند از:
اين عوامل راهكارهايي براي آموزش نوآوري و تفكر خلاق ارائه ميدهند. در آينده نزديك اين عوامل شرح داده ميشوند. + نوشته شده توسط کوئستر در یکشنبه 1385/03/14 و ساعت
16:53 |
ادامه مطلب + نوشته شده توسط کوئستر در یکشنبه 1385/03/14 و ساعت
16:51 |
كوئست به چه معناست؟ معني كلمه انگليسي كوئست " جستجو " است. ولي كوئست به زبان ليدران كوئست يعني " رسالت " حالا هر وقت از ميدان رسالت رد شديد ياد كوئست بي اُفتيد. ما نتوركرهاي كوئست رسالتي بر گردنمان نهاده شده و خيلي ها از آن بي خبريم . در كوئست وظيفه داريم توانايي هاي افراد را به آنها يادآوري كنيم. آيا ميدانيد كه هيچ فرقي بين يك ثروتمند و يك فقير نيست؟ يك فرد ثروتمند به توانايي هاي خود پي برده و شخص فقير هنوز از توانايي هاي وجودش اطلاعي ندارد. ما بايستي به افراد گروه مان يادآوري كنيم كه تو كيستي؟ آيا قدرت هاي درونت را مي شناسي؟ بعضي از نتوركرهاي كوئست فكر مي كنند منظور از آموزش فقط ياد دادن پرزنتوري ، 3 نكته بعد از پرزنت و يا ياد دادن نحوه پيگيري است. اين آموزش ها كافي نيست و روابط با زيرمجموعه ها بايستي خيلي بيشتر از اين موارد باشد. اكثر افراد گروه ما بينش كمي از توانايي هاي درون خود دارند. اجازه بدهيد يك مثال بزنم. فرد معتادي را در نظر بگيريد، او مجرم نيست بلكه يك بيمار است. تا قبل از اين سالها اين تفكر در ما بود كه بايد شخص معتاد را چند روز ببنديم به تخت و از مواد مخدر دور نگه داريمش . آيا اين شخص بعد از يك دوره كوتاه همه موارد دروني اش حل مي شد؟ او از لحاظ جسمي بهتر شده و نياز جسمي اش به مواد مخدر از بين رفته ، ولي هنوز روح بيمار او علاج پيدا نكرده . امروز اگر بخواهيم شخص معتادي را درمان كنيم بايستي اول روحش را درمان كنيم و موفقيت ما اينجاست كه حاصل مي شود. در كوئست هم روال كار همينه . ما روح افراد را درمان نكرده ايم . ما به او توانايي هاي درونش را متذكر نشديم و آن وقت توقع داريم كه افراد گروه مان فقط با آموزش ديدن پرزنتوزي و نحوه پيگيري ، كارهايشان را بصورت درست انجام دهند و انتظار هيچ شكستي از او را نداريم. اجازه بدهيد تا مثالي بزنم. يك معلم و چندين شاگرد را در نظر بگيريد. معلم به همه يك جور آموزش ميدهد ولي چرا همه شاگردان به يك سطح پيشرفت نمي كنند؟ دليلش ساده است ، شاگردان كلاس به يك اندازه خود را قبول ندارند. اون شاگرد به خودش ميگه " من بايستي پيشرفت كنم و نمرات خوبي بگيرم. من به ذهنم ، عقلم ، هوشم و انسان بودنم ايمان دارم " و يكي ديگه از شاگردان به خودش ميگه "من هوش خوبي ندارم . من نمي توانم ياد بگيرم . " تفاوت را احساس كرديد ؟ آنها از يك جنس هستند .همگي انسان هاي توانمندي هستند و فقط تفاوتشان در طرز فكرشان است. چگونه ميتوانيم يادآور توانايي هاي افراد باشيم؟ اين مسئله يك نسخه و يك دارو ندارد . ميدانم كه دوست داريد بيشتر بدانيد من شما را درك مي كنم و سعي مي كنم كمكتان كنم. شما بايستي به افراد نزديك شويد و از روحيه او شناخت بيشتري بدست بياوريد و نكته اي كه شايد براي شما ناشناخته بود اين است كه كاري كنيد او نيز شما را بشناسد و از روحيه شما شناخت بيشتري پيدا كند. با افراد روراست باشيد . چيزي را كه خود قبول نداريد به او ياد ندهيد . چشمان و دل شما حقيقت را براي او آشكار مي سازد. اگر مي خواهيد در كوئست و در رسالت خود پيروز باشيد بايد و بايد خود را فراموش كنيد . فقط به اين فكر باشيد كه من چگونه ميتوانم از او شخص زيباي ديگري بسازم . چگونه ميتوانم او را با خودش آشناتر كنم. آيا اين جمله را شنيديد " براي شناخت خدا، اول خودت را بشناس. " خب ،شايد به اين فكر افتاده باشيد كه از امروز مي خواهيد زندگي ديگران را تغيير بدهيد و افراد را از توانايي هايشان آگاه بسازيد ولي صبر كنيد و زود عمل نكنيد . اول به اين سوال من پاسخ دهيد " آيا از توانايي هاي درونت خبر داري ؟ " يادتان هست كه به شما گفتم با افراد روراست باشيد و چيزي را كه خود قبول نداريد به آنها ياد ندهيد؟ اول خودت را بشناس آيا تو ميداني كه عزيز خدايي؟ آيا ميداني اگر بخواهي ميتواني خورشيد را با يك نگاه منفجر كني؟ آيا ميداني توانايي هايت حد و مرزي ندارد؟ آيا ميدانستي تو بهتريني؟ آيا ميداني كه اگر بخواهي ميتواني از زندگي ات شاه كاري بسازي ؟ به موارد بالا عمل كن و نتيجه اش را در قسمت نظرات وبلاگ مطرح كن . از شما خواهشي دارم و آن اينكه سوالات و پيشنهادات خود را از طريق ايميلم مطرح نكنيد و براي بهره وري بيشتر و براي اينكه بقيه دوستان هم بتوانند از صحبت هاي من وشما استفاده بيشتري بكنند ، سوالات، نظرات و پيشنهادات خود را از طريق نظرات وبلاگ مطرح كنيد . با هم پشت ما كوهِ + نوشته شده توسط کوئستر در یکشنبه 1385/03/14 و ساعت
16:47 |
ادامه مطلب + نوشته شده توسط کوئستر در یکشنبه 1385/03/14 و ساعت
16:42 |
رازهای سخنرانی تاثيرگذار : بیشتر مواقع مستمعین از طریق چشم هایشان به سخنان شما گوش می سپارند. ایما و اشاره های شما بیانگر چیست؟ آیا به هنگام سخنرانی یا یک جلسه مهم و معتبر، مطمئن و موثق ظاهر می شوید و یا اینکه فاقد اعتماد بنفس و عصبی و دستپاچه هستید؟ مشکل از طرز ايستادن حرکات صورت و ژست هائی که به خود می گیرید، آغاز می شود. آقای" جو الن دیمیتریوس" عضو مشاوران مشهور هیئت منصفه دادگاه می گوید: "زمانی که از هیئت منصفه، دلیل قبول شهادت افراد را جویا می شویم، آنها اظهار می دارند که حرکات و ایما اشاره دو برابر چیزهای دیگر تاثیر گذار هستند." اما چگونه می توانید مهارت های غیر کلامی خود را افزایش دهید؟ از انجام حرکات نامناسب پرهیز کنید و در عوض حرکات جایگزینی که مناسب شرایط موجود هستند را انجام دهید. با این کار شما متوجه تفاوت شگرفی که در زندگی شما به وجود می آید، خواهید شد. من بعد از سالیان دراز کار در این زمینه و آموزش تعداد بسیاری بازرگان کارآمد، به 7 حرکت کشنده دست پیدا کردم که انجام آن باعث می شود مستمعین نسبت به گفته های شما بی اهمیت شده و تحت تاثیر قرار نگیرند. سعی کنید از انجام آنها اجتناب کنید، آنگاه با یک چنین کار کوچکی تغییرات چشگیری در زندگی شما به وجود خواهد آمد.
حرکت جایگزین: در طول سخنرانی در حدود 90 درصد از کل زمان را به چشم های حضار نگاه کنید. بسیاری از افراد بیشتر وقت خود را صرف نگاه کردن به زمین، پرده اسلاید، و یا میزی که پیش روی آنها قرار دارد می کنند.رهبران و مديران موفق در حین صحبت کردن مستقیما به چشم های شنوندگان خود نگاه می کنند. "جان رابرتز" نامزد ریاست دادگستری آمریکا مورد تقدیر بسیاری از روزنامه ها قرار گرفت. از او به این خاطر که "مطمئن به نظر می رسد" تشکر شد. اما او به راستی چه کاری انجام داد که باعث شد در ذهن افراد یک چنین تصویری را از خود بر جای بگذارد؟ او در حین تمام سخنرانی هایش، به جای اینکه بر روی نوشته هایش خم شود و نگاهش به یادداشت هایش باشد، مستقیما به چشم های مستمعین نگاه می کرد.
گویای چه مطلبی است: شما فاقد قدرت هستید و اعتماد به نفس خود را از دست داده اید. حرکت جایگزین: اگر قرار است در طول مدت سخنرانی در جایی ثابت بایستید، بهتر است پاهای خود را به عرض شانه باز کنید و اندکی به سمت جلو گرایش داشته باشید. در این حالت شانه ها نیز می بایست اندکی به سمت جلو متمایل شوند. در این وضعیت شما اندکی مردانه تر جلوه می کنید. توجه داشته باشید که سر و ستون فقرات باید راست باشد. سعی کنید از تریبون و یا سکویی که در جلوی شما قرار دارد به عنوان دستاویزی برای تکیه دادن استفاده نکنید.
گویای چه مطلبی است: شما عصبی، دستپاچه و نا آرام بوده و از آمادگی لازم برخوردار نیستید. حرکت جایگزین: از تکان خوردن دست بکشید. تکان های بی جا و جنبش های بی مورد هیچ هدفی را در بر ندارند. من اخیرا با رئیس یک شرکت کامپیوتری جلسه ای داشتم. مشکل از این قرار بود که او می بایست جریان تاخیر در حمل یکی از محصولات را به اطلاع یکی از سرمایه گذاران بزرگ شرکت می رساند. او و تیمش تقریبا توانسته بودند که شرایط را تحت کنترل خود در آورند و از شکست خود درس های خوبی بگیرند، اما متاسفانه حرکات غیر کلامی آنها گویای امر دیگری بود. بزرگترین مشکل این فرد عقب و جلو رفتن در هنگام ایراد سخنرانی بود. این امر کمبود صلاحیت و شایستگی و عدم توانایی کنترل امور را بیان می کند. با آموختن این مطلب که باید در حین سخنرانی حرکات هدفمند انجام دهد، او توانست زندگی شغلی خود را از خطر نابودی نجات دهد. سرمایه گذار نیز جلسه را با این دید که تمام امور تحت کنترل است، ترک کرد. + نوشته شده توسط کوئستر در یکشنبه 1385/03/14 و ساعت
16:40 |
ضرابخانه مايرمنت را برنارد هريش ماير (فوت : 1911 – تولد : 1843 ) در سال 1871 بنيان نهاد . خانواده ماير از خانواده هاي قديمي آلمان است و شجره نامه اين خانواده از سال ( 1900- 1600 ) ميلادي در سايت مايرمنت موجود است . اين ضرابخانه طي نامه هاي رسمي از مقامات بلند پايه انگليس و يونان و آمريكا برسميت شناخته شده و اين نامه هاي رسمي در سايت موجود مي باشد . مدال طلاي المپيك 1936 برلين توسط اين ضرابخانه ضرب شده و يكي از قديميترين و زيباترين سكه هاي ضرب شده توسط اين ضرابخانه است . ساختمان قديمي ضرابخانه در سال 1945 بصورت كامل تخريب شده ( جنگ جهاني دوم ) و ساختمان جديد در سال 1950 ساخته شده .ساختمان ضرابخانه در سال 2000 ميلادي ساخته شده است . دومين رئيس ضرابخانه رادولف ماير از سال 1936 سرپرستي ضرابخانه را به عهده گرفت و سومين رئيس آن برنارد ماير در سال 1950 كار خود را آغاز كرد . آخرين رئيس ضرابخانه رابرهارد ماير و گرترود ماير از سال 1990 آغاز بكار كرده اند . اين اطلاعتي بود در مورد تاريخ ضرابخانه . شما با مراجعه به سايت www.mayermint.com مي توانيد بسياري از مراحل ساخت سكه مانند : قالب گيري , صيقل دادن , برش , پوشش دادن پاياني سكه ها , كنترل كيفيت و بسته بندي و همينطور انبار سكه ها و قالبها و سكه هاي آماده را مشاهده كنيد و به اطلاعات عمومي خود بيافزاييد .
+ نوشته شده توسط کوئستر در یکشنبه 1385/03/14 و ساعت
16:39 |
ون ديک: خوشبختي دروني است نه بيروني از اين رو به آنچه هستيم بستگي دارد نه به آنچه داريم. مارسل پير وو: وقتي زندگي چيز زيادي به شما نمي دهد به دليل آنست که شما هم چيزي زيادي از او نخواسته ايد. ديويد ويسکات: اگر نتوانيد ريسک کنيد نمي توانيد رشد کنيد. اگر نتوانيد رشد کنيد نمي توانيد بهترين باشيد. اگر نتوانيد بهترين باشيد نمي توانيد شاد باشيد و اگر نتوانيد شاد باشيد چه چيزي ديگري مهم است؟ آنتوني رابينز: « موفقيت » يک امر اتفاقي نيست و فرق آنهايي که به نتايج مثبت مي رسند و آنهايي که نمي رسند شبيه نوعي طاس ريختن نيست. شيوه هاي ثابت و منطقي براي اقدام به عمل و راههاي مشخصي براي ترقي وجود دارد. هاميلتون مابي: موانع چيزهايي وحشتناکي است که هر گاه شما چشمهايتان را از هدف دور نگاه مي داريد، آنرا مي بينيد. ناپلئون هيل: اشخاص عادي با تجربه اولين شكست دست از تلاش بر مي دارند به همين دليل است كه در زندگي با انبوه اشخاص عادي و تنها با يك « اديسون » روبرو هستيم. پاراماهانسايوگاناندا: فصل شكست بهترين زمان براي كاشتن بذر موفقيت است. كيم وو چونگ: هر بحران ممكن است در جهت مثبت يا منفي حركت كند. اين وظيفه شماست كه بحران را به موفقيت تبديل كنيد. هـ . لوبر: قطعه سنگي كه مانع اشخاص ضعيف و درمانده است در راه انسانهاي توانمند و صاحبان اراده به منزله پله اي مي شود كه آنها را به ترقي و تعالي سوق مي دهد. ؟ : هر شكست لااقل اين فايده را دارد كه انسان يكي از راههايي را كه به شكست منتهي مي شود مي شناسد. رابرت فراست: دو جاده در جنگلي از هم دا شدند و من جاده اي را كه كم گذر بود برگزيدم و تمام تفاوتها ناشي از اين انتخاب بود. بذرهاي عظمت: اگر كوهي روبرويم قرار گيرد در نمي مانم. چنان مي كوشم كه از آن بالا روم يا راهي در درونش بيابم يا از زير آن تونلي مي زنم. يا تنها مي ايستم و با ياري خدا به معدني از طلا تبديلش مي كنم. فلورانس کدويک: برنده هيچگاه تسبيم نمي شود. و تسليم شونده هيچگاه برنده نمي شود. ارنست همينگوي: انسانها شکست نمي خورند بلکه تنها تلاش کردنشان را متوقف مي کنند. آنتوني رابينز: من « خوش اقبالي » Luck را تلاش زياد همراه با فکر صحيح معني مي کنم . جان هس: يک اسب مسابقه که هر کيلو متر را فقط چند ثانيه تندتر مي دود و برنده مي شود، بيش از دو برابر ديگر اسبهاي مسابقه مي ارزد. همان چند ثانيه ناچيز تندتر دويدن ارزش نهايي او را مشخص مي سازد. كلارسن بيگمان: فرق بين « خوب » و « عالي » اندکي تلاش بيشتر است. مايکل جردن: نمي توانم بپذيرم که سعي نکنم. من در ذهنم مي دانستم که چه مي خواهم باشم و چه نوع بازيکني بشوم. من دقيقا مي دانستم کجا مي خواهم بروم و روي آن نقطه متمرکز شدم تا رسيدم. وينست پيل: هميشه براي دلسرد شدن زود است. ادامه دادن را ادامه بده. تروتي ديک: مأيوس مباش زيرا ممکن است آخرين کليدي که در جيب داري قفل را باز کند. دنيس ويتلي: سه لغت مهم که مي توانيد به شکل يک جمله به خود بگوئيد اين است:« بله من ميتوانم » جمع آوری شده از کتاب شما عظیمتر ازآنی هستید که می اندیشید + نوشته شده توسط کوئستر در یکشنبه 1385/03/14 و ساعت
16:37 |
لیدر های موفق چه کسانی هستند ؟ در همه حال مجموعه خود را همراهی می کنند. و در انتها لیدر های موفق کسانی هستند که الگو و اسطوره ای بزرگ برای آیندگان می شوند. + نوشته شده توسط کوئستر در یکشنبه 1385/03/14 و ساعت
16:26 |
https://www.sharemation.com/gqsimorgh/tc.pdf?uniq=i7emjt
+ نوشته شده توسط کوئستر در یکشنبه 1385/03/14 و ساعت
16:25 |
ادامه مطلب + نوشته شده توسط کوئستر در یکشنبه 1385/03/14 و ساعت
16:24 |
ادامه مطلب + نوشته شده توسط کوئستر در یکشنبه 1385/03/14 و ساعت
16:22 |
ادامه مطلب + نوشته شده توسط کوئستر در شنبه 1385/03/13 و ساعت
17:41 |
ادامه مطلب + نوشته شده توسط کوئستر در شنبه 1385/03/13 و ساعت
17:37 |
|
|
منبع:کوئست کرمانشاه مردان دنیای اینده